"Fri"End

پارت اول

ا.ت ویو


به زور از خواب بلند شدم یه حموم ده مینی گرفتم، صبحونمو خوردم، ی میکاپ مللایم کردم و به سمت کمپانی حرکت کردم
میخواستم درو باز کنم که با صدای یکی از کارمند های اونجا سرم رو برگردوندم سمت صدا
با ی دختر قد بلند و خوشگل روبرو شدم
دختره: سلام
ات: سلام ببخشید شما؟
دختره: کارینا هستم دوست جیسونگ و شما؟
ات: منم هم گروهیشم😊
کارینا: هوممم پس میخوام چند لحظه باهات صحبت کنم
ات: باشه
به در تکیه دادم تا خسته نشم
ات: خب بگو چیشده؟
کارینا: چقد باهم صمیمی هستین؟
ات: خببب... زیاد
کارینا: آها که اینطور
ات: چرا پرسیدی؟
کارینا: هیچی همینجوری
ات: آها خب پس من برـ
یهو در باز شد و....
جیسونگ اومد داخل وای خداااا چقدر کیوت شدهههه توی افکارم بودم که با صدای دلنشین جیسونگ به خودم اومدم
جیسونگ:اوه سلام کارینا! خیلی وقت بود ندیده بودمت چه خبرا دختر؟
کارینا:مرسی هان هیچ خبر
ا.ت:سلام هان
جیسونگ اومد نزدیک ا.ت و دستشو گرفت و صورتشو به سمت کارینا برد و گفت کارینا ببخشید جوپ هیونگ باهامون کار داره گفت که بیام ا.ت رو ببرم پیشش
و از همدیگه خداحافظی کردن و جیسونگ با ا.ت رفت
کارینا بعد از اینکه مطمئن شد اونا رفتن با خودش گفت اه دختره ی چندش ، خیلی رو مخمه ، یعنی امکان داره با هان قرار بزاره؟ نه نه کارینا دیوونه شدی!؟ هان هیچوقت با ا.ت قرار نمیزاره

فلش بک به هان و ا.ت

ا.ت:واقعا جوپ باهامون کار نداشت؟ نه؟
هان:معلومه که نه .....دنبال بهونه بودم از دستش نجاتت بدم(خنده)
ا.ت:هه.... میدونستم(خنده)
هان: خب بیا تمرین کنیم
ات: باشه
داشتم راه میرفتم که یهو پام لیز خورد و...
ادامه دارد...


شرط پارت بعد: ۱۵ تا لایک و ۱٠ تا کامنت
دیدگاه ها (۴)

..... 💔🕊

جونگکوک

20ببینین امروز دوتا پارت دادممممممخوشحال باشین 🤗ولی اگر حمات...

سناریو از گوجو ساتورو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط